ما کلاً خیلی خوبیم! میفرمایید خیر؟ ثابت میکنم: عروسیمون که میشه اینقدر شاد میشیم که جاده رو میبندیم. خیلی هم خوب، خیلی هم دموکراتیک! یعنی چون ما شادیم کسی نمیتونه تو شادی ما شرکت نکنه.
ما کلاً خیلی خوبیم! میفرمایید خیر؟ ثابت میکنم: عروسیمون که میشه اینقدر شاد میشیم که جاده رو میبندیم. خیلی هم خوب، خیلی هم دموکراتیک! یعنی چون ما شادیم کسی نمیتونه تو شادی ما شرکت نکنه.
تو عزامون هم همینطور. سفر هم که میریم باز هم جاده رو میبندیم. یعنی یه تعطیلی که پیش میاد همه اونقدر فرت و فرت یه ور میریم تا جاده بسته بشه و همه توش گیر کنیم و نه راه پس داشته باشیم و نه راه پیش. وقتی تو این حالت گیر کردیم خلاقیت مغزی همه مون تراوش میزنه بیرون و از اونجا که کلاً انسانهای خلاقی هستیم برای این سفر ترافیکی یا ترافیک سفری برنامهریزی میکنیم.
نخستین کاری که به ذهنهای خلاق خطور پیدا میکنه اینه که صدای ضبطمون رو همه تا آخر زیاد کنیم. هر کی آهنگی رو با یه ریتمی گوش میکنه ... یکی شیش و هشت، یکی دو چهارم، یکی چهار چهارم... یکی دیششب اومدم خوننتتون نبودی... یکی زنده یاد جکسون. یکی چهچهه سنتی گذاشته یکی آهنگ ممن اگه تتو رو دوبباره نننننبیمنت، میمیرم از بنیامین . خلاصه که تلفیق این ریتم ها ریتم جدیدی رو برای مخاطب به وجود میاره که برخی از اون به عنوان موسیقی تلفیقی یاد میکنند و منظور احتمالاً تلفیق مغز و بناگوش و جاری شدن آن در دهان آدمی است.
برخی هم بدون هیچ مقدمهای میریزن وسط جاده بسته شده و حرکات موزون انجام میدن و با استفاده از اهرمی به نام شاباش به دنبال پوشش اندکی از هزینههای سفر خود نیز هستند. در این موارد در هنگام مراجعه افراد بهترین کار خیره شدن به نقطهای نامعلوم با دهان باز و جواب ندادن است که موجب نا امیدی فرد شاباش گیرنده خواهد شد. برخی نیز در همین هنگام گلدان یا همان قلیان چاق میکنند. یعنی قلیان هایی را که تبدیل به گلدان کردهاند دوباره تغییر کاربری داده و به قلیان تبدیل میکنند و در فرآیندی محیرالعقول در همان ترافیک با استفاده از ابزارهای کمک آموزشی مانند زغال گردان بساط را پهن و قلیانهاشان را چاق میکنند و با فخر و نگاه عاقل اندر سفیه و لب های غنچه شده دود را حلقه حلقه از لبهای مبارک خروج میدهند. در سفر آخر فردی را دیدم که با دود قلیان فیش حقوقی از لبانش خارج می کرد تا الگویی شود برای فیش بیرون ندادهها و کلاً بیفیشها...! همان خیرینی که هم بشدت کار میکنند هم یه پولی هم هر ماه از حساب شخصیشان بر میدارند و به حساب بیت المال تزریق میکنند. خلاصه کنم ما در این نوع سفرهای پیچیده و ترافیکی؛ همواره در حال بسته شدن همه راه ها و ایجاد خلاقیت در این راههای بسته هستیم که این یعنی ما خیلی خیلی خوبیم!
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان