«اژدها وارد میشود» پر از ادا و اصول است. میخواهد تارانتینویی باشد. تلاش شده دیوید لینچی از کار درآید. بونوئلبازی کند. ولی هیچکدام نشده است.
اژدها وارد میشود، تمامیتاش «جعل» است. از عنوانش که سوءاستفاده از نام فیلم کلاسیک مرحوم بروسلی است تا موضوعاش. پر از تناقض و راستنمایی دروغ است. صحبتهای حقیقی در جشنواره فیلمفجر هم بسیار متضاد و بر مدار حاشیهآفرینی برای فیلم استوار بود تا از این طریق برای اثری که فیلم نشده و سینما نیست پروپاگاندایی رسانهای بسازد. مثلا در حالی حقیقی از بیخ و بن منکر استعاری بودن فیلم میشود که میگوید: «به دنبال فضایی هستم که معانی پنهانی درآن وجود دارد و این بازی معانی برایم جذابیت دارد».

اژدها وارد میشود، گیج است. دوربین واقعی و روی زمین به کار گرفته شده اما فضای سوررئال طراحی و به اجرا درآمده است. دوربین سیالیت ندارد. فقط در تعقیب کارهای عجیب و غریب است. آدمها واقعی هستند، ارجاعات فیلم تاکید بر اتفاقات تاریخی رئال دارد مانند تبعیدشدگان به قشم. ساواک، حرکت شورلتایم پالا و طراحی لباسها و ... اما رویکردهای مختلف فانتزی شکل میگیرند. همه ارجاعات فیلم واقعیاند اما تلاش برای فانتزینگاری از سر و روی فیلم میبارد. موسیقی متن چنان بیرون میزند که برای لحظاتی سرسامآور میشود. اجرای صحنهها شلخته و ناقصاند. صحنههای داخل ماشین را بیاد بیاورید تا بیش از پیش به دمدستی بودن اجراها را دریابیم. سازنده ادعای شیکی و ساختارمندی دارد ولی از همه جای کار پاشیدگی میبارد. انسجامی در کار نیست. نه دوربین تابع دستوری فرمیک است و نه محتوای پر حجم، تحت عوامل فرم تبدیل به ساختاری یک دست شده است.

حقیقی در نشست رسانهای فیلمش اصرار دارد که اهل نمادپردازی و سمبلگذاری نیست و چنین رویکردهایی را نشانه ترس و محافظهکاری فیلمسازان میشمارد. اما در عمل جای جای فضای فیلمش را از نشانه پر کرده است. مثلا شتر با آن هیبت، بادکنک، غار، اژدها، هندیها، کشتی به گل نشستهی دور افتاده از ساحل، استفاده از عنوان «والیه» برای منطقه وقوع اتفاقات و... به چه منظوری وارد فیلم شدهاند. شاید تا حدودی لنج را بشود در خدمت وقوع رویدادهای فیلم دانست و یاری دهنده زیبایی بصری شمرد، ولی فصل اجرای با وجود شتر که اساسا ضرورت پیشرفت قصه نیست و چه تلقی جز معانی پراکنی سمبلیک از آن میشود.


به سیاق «ذماش بگفتی از مدحاش غافل نشو»، فیلم ویژگیهایی دارد که در وانفسای جشنواره کنونی قابل توجهاند، که اتفاقا همینها باعث شدهاند تا تماشاگر به اژدها وارد میشود روی خوش نشان دهد. مانند زیباییهای قشم که از نظر بسیاری از فیلمسازان پوشیده مانده است. همین که دوربین حقیقی از شهر و فضای بسته آپارتمانها و نمایش انواع پلشتی، زشتی ظاهری، یاس پراکنی، خودکشی، خیانت جنسی و... فاصله گرفته است، غنیمتی مهم است.
نکته دیگری که باید از حضور «حقیقی» در نشست رسانهای پس از اکران در جشنواره خرسند بود، اینکه گفت «ترس» در کار نیست. باب انتقاد تند و تیز باز است بدون اینکه تهدیدی در کار باشد. سینمای نمادپرداز را متعلق به دوران استبداد شاهنشاهی دانست و فضای امروز را آماده و حمایت کننده از کار هنری و آزادی برای هنرمندان معرفی کرد و ... و او درست براساس واقعیتهای موجود در فضای سیاسی – اجتماعی ابراز نظر کرد که وجود همین فیلم و نشست دیروز و حرفهای ایراد شده (تا نفی جهان بینی) اثبات کننده حاکمیت آزادیخواه ایران اسلامی است.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان